با یک وبلاگ جدیدی و با دست پر برگشتم(البته این هدیه تولدم به شماست چون امروز تولدمه)
هر نوع دعوتنامه ای به جز پاراس اسپیس چون فعلا ته کشیده داریم . کاملا رایگان و خرجش عضو شدن در وبلاگ ماست که زیر 2 دقیقه طول می کشه،
منتظرتونیم

دانلود کنید download lind here
Who made up all the rules?
کی قانون را ساخته
We follow them like fools,
که ما مثل احمق ها آنها را اجرا می کنیم
Believe them to be true,
ودرست بودن آنها را باور می کنیم
Don't care to think them through
اهمیت هم نمی دهیم که به آنها فکر کنیم
And I'm sorry, so sorry
متاسفم خیلی متاسفم
I'm sorry it's like this
متاسفم که اینطوریه
I'm sorry, so sorry
متاسفم خیلی متاسفم
I'm sorry we do this
متاسفم که ما اینگونه عمل می کنی
And it's ironic too
خنده داره
'Cause what we tend to do
به خاطر اینکه ما تمایل داریم انجام دهیم
Is act on what they say
کاری که آنها میگویند
And then it is that way
وما همان را انجام می دهیم
And I'm sorry, so sorry
متاسفم خیلی متاسفم
I'm sorry it's like this
متاسفم که اینطوریه
I'm sorry, so sorry
متاسفم خیلی متاسفم
I'm sorry we do this
متاسفم که ما اینگونه عمل می کنی
Who are they?
اونا چه کسی هستند
Where are they?
اونا کجا هستند
How can they possibly
چطور امکان داره اونا
Know all this?
تمام چیزها را بدونند
Who are they?
اونا چه کسی هستند
Where are they?
اونا کجا هستند
How can they possibly
چطور امکان داره اونا
Know all this?
تمام چیزها را بدونند
Do you see what I see?
آیا می بینی آنچه که من می بینم
Why do we live like this?
چرا اینطوری زندگی می کنیم
Is it because it's true
آیابه خاطر همینه که
That ignorance is bliss?
ندونستن یه نعمته
Who are they?
اونا چه کسی هستند
Where are they?
اونا کجا هستند
How can they possibly
چطور امکان داره اونا
Know all this?
تمام چیزها را بدونند
Who are they?
اونا چه کسی هستند
Where are they?
اونا کجا هستند
How can they possibly
چطور امکان داره اونا
Know all this?
تمام چیزها را بدونند
Do you see what I see?
آیا می بینی آنچه که من می بینم
Why do we live like this?
چرا اینطوری زندگی می کنیم
Is it because it's true
آیابه خاطر همینه که
That ignorance is bliss?
ندونستن یه نعمته
Who are they?
اونا چه کسی هستند
Where are they?
اونا کجا هستند
How can they possibly
چطور امکان داره اونا
Know all this?
تمام چیزها را بدونند
Who are they?
اونا چه کسی هستند
Where are they?
اونا کجا هستند
How can they possibly
چطور امکان داره اونا
Know all this?
تمام چیزها را بدونند
And I'm sorry, so sorry
I'm sorry we do this
توضیحات
This song is about governments and the people "leading" us.
What do they know about people? They do make all the rules and some people follow them like fools.
You never see politicians come in the street, talk to the poor, the citizens, they just decide what's best for themselves and not really for the people, everybody should see that, it's becoming more obvious year by year.
We don't like what's happening to this world, pain, destruction, money but nobody's doing anything about it, why do we live like this?
Ignorance is a bliss for those happy to be part of an unfair system. People who know, reject the system but at the same time feel the pain of witnessing how people are like puppets.
I'm not a puppet, people wake up!!! This planet is ours not just the richests'.
آهنگ زیبایی از ماریا کری امیدوارم از این آهنگ لذت ببرید
My All lyrics
I am thinking of you
من به تو فكر مي كنم
In my sleepless solitude tonight
درخلوت بي خوابي ام امشب
If it's wrong to love you
اگه اشتباهه دوست داشتن تو
Then my heart just won't let me be right
در اين صورت قلب من مطلقا اجازه نمي دهد تا اين اشتباه را درستش كنم
'Cause I've drowned in you
به خاطر اينكه من در تو غرق شده ام
And I won't pull through,
ومن رها نخواهم شد
Without you by my side
اگه كنارم نباشي
[Chorus:]
I'd give my all to have
حاظرم هر چي دارم بدهم تا
Just one more night with you
تا يك شب ديگه با تو باشم
I'd risk my life to feel
حاظرم زندگي ام را به خطر بياندازم
Your body next to mine
تا تو را در كنار خودم احساس كنم
'Cause I can't go on
به خاطر اينكه نمي تونم ادامه بدهم
Living in the memory of our song
به زندگي با ياد و خاطره آهنگ مون
I'd give my all for your love tonight
همه چيزم را فدا مي كنم امشب به خاطر عشق تو
Baby can you feel me
عزيزم مي توني احساسم كني
Imagining I'm looking in your eyes
تصور كن دارم تو چشات نگاه مي كنم
I can see you clearly
مي تونم تو را به وضوح تصور كنم
Vividly emblazoned in my mind
به روشني در ذهنم جلوه مي كني
And yet you're so far
و با اين وجود آنقدر دوري
Like a distant star
مثل يك ستاره دور
I'm wishing on tonight
كه من امشب آرزويش را دارم
[Chorus]
Give my all for your love
Tonight
همه چيزم را فدا مي كنم امشب به خاطر عشق تو
برای آموزش کامل ساخت انواع رباتها به انجمن هنرجویان ایران مراجعه کنیدو مشکلاتتان را بپرسید تا در کمترین زمان پاسخ بگیرید و هر چه سریعتر بتواند ربات بسازید.
پس از راه اندازی سایت هنرجو و با توجه به استقبال فراوان دوستان تصمیم گرفتم که انجمن هنرجویان ایران را نیز راه اندازی کنم که با لطف خدا این انجمن راه اندازی شد.اگر مشکلی در زمینه های برق ، الکترونیک ، کامپیوتر ، رباتیک و PLC دارید به این انجمن مراجعه کنید و سئوالات خود را در انجمن های مربوطه عنوان نمایید تا در کمترین زمان پاسخ داده شوند.
برای عضویت در انجمن هنرجویان ایران اینجا را کلیک کنید.|
|
|
میخواهیم شما زحمت بکشید و برای ما ده تن گندم را از شیراز به کرج که فاصله شان از یکدیگر هزار کیلومتر است( اینطور فرض کنید )منتقل نمایید. تنها وسیله ی نقلیه ای هم که در اختیارتان خواهیم گذاشت یک شتر است. بله، درست شنیدید، یک شتر. باور بفرمایید خیلی گشتیم تا در شهر گل و بلبل برای شما شتر پیدا کردیم! اما زیاد نگران نباشید، این شتردر اصل اهل شگفت آباد است و یک جورهایی عجیب و غریب است. مثلا"میتواند تا یک تن گندم بر پشت خود حمل کند و هفته ها و ماه ها، شب و روز بدون لحظه ای توقف یا خواب و بدون آنکه خسته شود راه برود. بیچاره برای اینهمه کار طاقت فرسا، خیلی هم کم توقع است و برای هر کیلومتر که راه میرود، فقط یک کیلو گرم از گندمی را که بر پشت خود دارد میخورد. شما برای ما حساب کنید ببینید با چنین شتری حد اکثر چند تن گندم را میتوانید در کرج تحویل ما بدهید.
*************** توضیح: روشن است که شما در شروع کار در شیراز وقتی یک تن گندم را بر شتر میگذارید او را یکراست به کرج نخواهید برد زیرا نه تنها همه هزار کیلوگرم گندم در طول هزار کیلومتر راه خورده خواهد شد و دیگر چیزی باقی نمیماند که شما در کرج تخلیه کنید بلکه در آنجا با این مشکل نیز روبرو خواهید بود که دیگر گندمی ندارید که شتر بتواند بخورد تا باز به شیراز برگردد. شما حتی او را تا نیمه راه( بگویید تا اصفهان )هم نخواهید برد زیرا باز تمام هزار کیلوگرم گندم در رفت و برگشت خورده خواهد شد و چیزی در اصفهان تخلیه نخواهد گردید.
نتیجه میگیریم که شما باید ایستگاهی بین شیراز و اصفهان انتخاب کنید و گندم ها را به آن ایستگاه منتقل نمایید. اینکه از ده تن گندم چه مقدار آنرا در این ایستگاه تخلیه خواهید کرد البته بستگی دارد به فاصله ایستگاه تا شیراز. بعد باید ایستگاه دیگری که فاصله اش از ایستگاه اول بیش از پانصد کیلومتر نباشد انتخاب نمایید و گندمها را از ایستگاه اول بدانجا منتقل کنید و همینطور ایستگاه به ایستگاه گندمها را جلو ببرید تا بالاخره به کرج برسید. اینکه در عاقبت چند تن گندم را به کرج خواهید رساند بستگی تمام دارد به تعداد ایستگاههایی که انتخاب میکنید و فاصله ی آنها از یکدیگر.
زیبایی و جذابیت مسئله هم درست در همین جا است. چون از نظر ریاضی میتوان به بینهایت طریق این ایستگاهها را انتخاب نمود و گندمها را منتقل کرد اما فقط یکی از این طرق از بقیه بهتر است که اجازه میدهد بیشترین مقدار گندم را به کرج رساند و این راهی است که شما باید پیدا کنید!
این مسئله اگر چه در نظر اول بسیار ساده مینماید ولی بدون اغراق یکی از مشکل ترین و در عین حال یکی از جذاب ترین مسائل جبر است . من یقین دارم که دست کم یکی دو ساعت از وقت بیشتر علاقمندان را خواهد گرفت تا حل شود _ اگر حل شود!
نظر من بیشتر به راه حل تحلیلی مسئله است( به روش جبر یا به روش کلکولس ) اما راه حل کامپیوتری نیز به همان اندازه ارزش دارد. در پایان، برای آنکه اعتماد بنفس شما را در حل مسئله افزایش دهم باید بگویم که من یک راه حل منحصر به فرد و زیبا برای این مسئله پیدا کرده ام که در آن تنها از معادله ی درجه اول ساده( در حد کلاس نهم دبیرستان )استفاده میشود. اگر شما جبر را در این حد میدانید حیف است که دست از سر مسئله بردارید! موفق باشید. دوستان برای پیدا کرد جواب به این لینک مراجعه کنید |
|
فیروزه و فرشته نقشه برداران وزارت راه و ترابری هستند. در یک روز آفتابی که برای انجام ماموریتی در حال مسافرت بودند در سمت چپ بزرگراه مستقیمی که روی آن رانندگی میکردند و در دور دستها کوه بلند و زیبایی را مشاهده کردند با قله ای پوشیده از برف. کنجکاو شدند بفهمند بلندی کوه چقدر است و فاصله ی آن تا جاده چه اندازه است.
در یکی از توقفگاههای کنار جاده ترمز کردند( نقطه A ) و دوربین نقشه برداری خود را روی سه پایه گذاشته و به قله ی کوه نشانه رفتند و زاویه ی دید قله را اندازه گیری کردند : شد 6 درجه. سوار اتومبیل خود شده و بیست کیلومتر دیگر رانندگی کردند و در یک توقفگاه دیگر( نقطه B ) زاویه ی دید قله را دوباره اندازه گیری کردند : این بار شد 7 درجه. باز سوار بر اتومبیل خود شده و پانزده کیلومتر دیگر رفتند و در توقفگاه سوم( نقطه C ) زاویه ی دید قله را اندازه گرفتند : شد 4 درجه.
آنگاه برای رفع خستگی نشستند تا یک فنجان چای بنوشند. در همین حال قلم و کاغذ و یک ماشین حساب بیرون آوردند و ظرف کمتر از یکساعت، هم بلندی کوه را محاسبه کردند و هم فاصله ی آنرا تا جاده بدست آوردند. شما میدانید آنها چطور این مجهولات را پیدا کردند؟ خب، شما هم آستین هایتان را بالا بزنید، قلم و کاغذ و یک ماشین حساب بردارید و دست به کار حل مسئله شوید!
توضیح : توصیه میکنم که علاقمندان، این مسئله را در حالت کلی _آنطور که در شکل زیر نشان داده شده است_ نیز حل کنند. کلیت دادن به مسائل ریاضی از مهارتهای مهمی است که دانش آموزان باید در طول تحصیلات خود یاد بگیرند. اینکار نه تنها آنها را به عمق بیشتری از مطلب میبرد بلکه در پایان، یک فرمول کلی بدست میدهد که به کمک آن میتوانند مسائل مشابه را خیلی سریعتر حل کنند و دیگر مجبور نباشند همه مراحلی را که برای یک حالت خاص طی کرده اند دوباره طی کنند.
این مسئله همچنین قدرت بی نظیر ریاضیات را در حل یک نمونه از صدها مسئله علمی و تکنیکی که پیش روی انسان امروز است به نمایش میگذارد. تصورش را بکنید : کوه بلندی در دوردستها است. شما نه بلندی کوه را میدانید و نه فاصله ی انرا تا خودتان. اصلا" سناریو میتوانست اینطور باشد که بزرگراه در ساحل یک دریا است و کوه در جزیره ای دور دست. شما نه قایقی دارید که به جزیره بروید و فاصله آنرا تا ساحل اندازه گیری کنید و نه صعود به قله کوه برایتان عملی است. با اینهمه از طریق پنج اندازه گیری ساده که با کمک ابزار منجمان دو هزار سال پیش هم امکان پذیر است ولی با کمک چند قضیه و فرمول ریاضی میتوانید بلندی کوه و فاصله ی آنرا تا محل خودتان دقیقا" محاسبه نمایید |
دوستان برای پیدا کردن جواب این لینک رو کلیک کنید
قوس الكتريكي چيست؟
تاريخچه
در سال 1802 پتروف (V.P.Petrof) كشف كرد كه اگر دو تكه زغال چوب را به قطب هاي باتري بزرگي وصل كنيم و آنها را به هم تماس دهيم و سپس كمي از هم جدا كنيم شعله روشني بين دو تكه زغال ديده مي شود. و انتهاي آنها كه از شدت گرما سفيد شده است نور خيره كننده اي گسيل مي دارد. قوس الكتريكي هفت سال بعد ديوي (H.Davy) فيزيكدان انگليسي اين پديده را مشاهده نمود و پيشنهاد كرد كه اين پديده به احترام ولتا قوس ولتا ناميده شود.
آزمايش ساده
اگر بخواهيم در يك روش ساده اي ايجاد قوس الكتريكي را نشان دهيم بايد دو تكه كربن را روي گيره قابل تنظيم سوار نمود (بهتر است كه به جاي زغال چوب معمولي ميله خاصي كه از كربن قوس ساخته مي شود و با فشار دادن مخلوط گرافيت ، كربن سياه و مواد چسبنده به وجود مي آيند، استفاده شود).
چشمه جريان مي تواند برق شهر هم باشد براي اجتناب ازاينكه در لحظه تماس تكه هاي كربن مدار كوتاه ايجاد شود بايد رئوستايي به طور متوالي به قوس وصل شود.
معمولا برق شهر با جريان متناوب تغذيه مي شود. ولي در صورتي كه جريان مستقيم از آن عبور كند قوس پايدارتر است به طوري كه يكي از الكترودها هميشه مثبت «آند)و ديگري همواره منفي «كاتد)است.
ماهيت قوس الكتريكي (برای مطالعه کل مطلب و مطالب مشابه دیگر به ادامه مطلب بروید)